تبليغاتX
حرفای خودمونی
شناخت مسلک ساختگی وهابیت و چند سوال از وهابیت و اهل سنت (سنت عمر) - پاسخ به شبهات وهابيت

سلام دوستان عزيز

اميدوارم كه تا اينجا مطالب رو خوب ورانداز كرده باشيد. بياييد قبل از اينكه راجع به وهابيون و حرفاشون گپ بزنيم، يه كمي «مفهوم عبادت در منطق شيعه» رو نگاهي كنيم.

ما (شيعه) معتقديم كه:

اولا: اساس دعوت همه‌ي انبياء، بر توحيد بوده. «و مَا اَرْسَلنا من قبلكَ من رسول الا نوحي اليه انّه لا اله الا انا فاعبدون» انبياء/25. ترجمه: «پيش از تو هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اينكه به او وحي كرديم كه جز من، معبودي نيست و مرا بپرستيد.»

ثانياً: توحيد، در عبادت و پرستش يه اصل قابل قبولي براي همه‌ي خداپرستا و بخصوص مسلموناست و اگه بحثي هست، تو فروعه. اينكه فلان فعل رو فلان گروه عبادت دونسته و گروه ديگه نمي‌دونه.

ثالثاً: ما عبادت رو خضوع عملي كه از اعتقاد به خدا سرچشمه مي‌گيره، مي‌دونيم. «والذين لا يدعون مع الله الهاً آخر» فرقان/68. ترجمه: «كساني كه نمي‌خوانند با حداوند، خداي ديگري را.» يه آيه‌ي ديگه هم هست و اون، آيه‌ي 51 از سوره‌ي آل عمرانه كه مي‌فرمايد: «ان الله ربي و ربكم فاعبدوه، هذا صراط مستقيم» ترجمه: «خداوند، صاحب من و شماست، پس او را بپرستيد. اين است راه راست.»

نتيجه اينكه:

تعظيم كردن ما در مقابل پيشوايان دين، مانند قبر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم، و امامان عليهم السلام، به چند دليل صورت مي‌گيره. و اين كار، صرفاً احترام و تعظيمه، نه پرستش.

خب. بررسي اين دلايل و بازگو كردن اونا با دليل و مدرك رو بذاريم براي قسمت بعد.

دوستان و دشمنان! واقعاً كم لطفين. يعني كسي حرفي براي گفتن نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

كسي نمي‌خواد جواب بده؟ يا رد كنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به هر حال من از رو برو، نيستم. كار خودم رو انجام مي‌دم. مي‌نويسم و مي‌نويسم و مي‌نويسم و ...

خدانگهدار. يا علي مدد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 13:23  توسط بچه شیعه  | 

وفات حضرت فاطمه معصومه، بر برادر بزرگوارش امام رضا عليه السلام و حضرت صاحب و ديگر معصومين و همه‌ي شيعيان و ارادتمندان مولا حجت ابن الحسن ارواحنا فداه تسليت باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:13  توسط بچه شیعه  | 

بنیان‌گذار وهابیت:

این آیین ساختگی، منسوب هست به شخصی بنام (شیخ محمد) که در سال 1115 قمری تو شهر «عینیه» از شهرهای نجد، به دنیا اومد و قدم نحسش رو تو این دنیا گذاشت. پدرش قاضی اون شهر بود و مسلک حنبلی داشت. محمد پیش پدرش فقه مذهب حنبلی را آموخت ولی بعدِ مدتی تو شهر نجد با عقاید مذهبی مردم، از درِ مخالفت در اومد. این لعنتی که امیدوارم خداوند اون رو با عمر لعنت‌الله علیه محشور کنه، سالی که به مکه سفر کرد، مراسم توسل مردم به قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رو شرک معرفی کرد. بعدش با عقاید مذهبی پدرش مخالفت کرد و به شهرهای مختلفی سفر کرد و عقاید خرافی خودش که نشأت گرفته از ایده‌های استعمار پیر (انگلیس) بود رو نشر می‌داد و چون با عقاید مذهبی مردم مخالفت می‌کرد، مردم اون رو از شهر بیرون می‌انداختند از جمله «بصره» و «عینیه». البته یه چیزی رو تو پرانتز عرض کنم در خصوص اینکه گفتم دست‌نشونده‌ی انگلیس بود رو می‌تونید مراجعه کنید به کتاب «خاطرات سیاسی مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی» که مربوط به حدودا 200 سال پیشه. که تو این کتاب، خود «مستر همفر»، کامل توضیح داده که چه کارهایی کرده و چه زحماتی کشیده تا تونسته «محمد بن عبدالوهاب» رو خرتر کنه و بوسیله‌ی اون، شکاف عمیقی رو بین مسلمونا ایجاد کنه.

این کتاب، کتاب جالبیه و توصیه می‌کنم، حتما اون رو گیر بیارید و مطالعه کنید. خب، خیلی جاده خاکی نریم؛ خلاصه این محمد بن عبدالوهاب از کثیف‌ترین و فاسدترین افراد دوره‌ی خودش بوده (رجوع بشه به کتاب مستر همفر). البته این رو هم باید متذکر بشم که ریشه‌ی اصلی وهابیت به شخصی به نام «ابن تیمیه» برمی‌گرده.

حالا، ممکنه این سوال براتون پیش بیاد که تا الان که بحث سرِ «محمد بن عبدالوهاب» بوده، پس سر و کله‌ی «ابن تییمیه» از کجا پیدا شد؟ و اصلا اون کیه؟ و از چه جهنم دره‌ای پیداش شده؟ بد نیست یه مختصری هم از «ابن تیمیه» بدونیم. اسم کاملش اینه «ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم» معروف به «ابن تیمیه» از علمای حنبلی، مسقّط (سَقط شده) به سال 728 قمری، که به دلیل انحرافاتی که داشت، علمای اسلام اون رو فاسق و کافر معرفی کردند و قضات شافعی و حنبلی و حنفی و مالکی، اونو محکوم کرده و کتباً به فاسد بودنش رای و فتوی دادند. بعد از اینکه سال 728 تو زندان شام به دَرَک واصل شد، شاگردش «ابن القیّم» راه اونو ادامه داد ولی کم‌کم کمرنگ شده و به دست فراموشی سپرده شد؛ تا اینکه سر و کله‌ی این «محمد بن عبدالوهاب» پیدا شد و با کمک دولت آل سعود و بخصوص اهالی نجد، و با همدستی بریتانیا (انگلیس) شروع به ترویج این مذهب جعلی و ساختگی کرد که البته پدر و برادرش و علمای شیعه، کتابهایی در ردّ عقاید «محمد بن عبدالوهاب» نوشتند و منتشر کردند.

اختلافاتی که بین ما و وهابی‌ها هست، خیلی زیاده که البته یک به یک اونا رو مطرح کرده و راجع بهشون بحث می‌کنیم. مثلا بیشترین تهمتی که به شیعه می‌زنند، تهمت شرکه. اونا ما رو مشرک مدونن. چرا؟ برای اینکه ما در مقابل قبور اولیاء خدا مانند پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و ائمه دین علیهم السلام، تعظیم می‌کنیم. اونا این تعظیم و تکریم رو با عبادت و پرستش عوضی گرفتند و به همین دلیل تهمت شرک می‌زنند.

خب، اینا رو تا اینجا داشته باشید تا انشاء الله تو قسمت بعد، مطلب رو بیشتر باز کنیم و جزء به جزء موارد رو بررسی ‌کنیم. شما هم اگه سوالی یا شبه‌ای به ذهنتون می‌رسه و دوست دارید جواب و دلیل و برهان شیعه رو بفهمید، سوالاتتون را به آدرس ایمیل وبلاگ بفرستید تا از طریق عقلی و قرآن و تاریخ و منطق بهشون جواب بدیم. این رو هم اضافه کنم که هرچی اونا بگن، دلیل محکم و مستند براشون داریم و قطعاً سنگ رو یخ می‌شن. راستی قبل از خداحافظی این رو یاد آور بشم که از قسمت بعد، ممکنه بحث یه خورده خشک و علمی بشه ولی قطعاً شیرین خواهد بود. پس یا علی. کوچیک شما، بچه شیعه.

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 13:31  توسط بچه شیعه  | 

شناخت و نقد وهابیت، قسمت دوم

سلام دوستان عزیز

از اینکه تقریبا دیر up date می‌کنم، شرمندم ولی باور کنید دست خودم نیست؛ سرم خیلی شلوغه و کمتر وقت می‌کنم؛ ولی این عذر و بهانه قابل قبول نیست خودم هم می‌دونم. انشاء الله سعی می‌کنم به یاری خدا و نظر حضرت حجت بن الحسن ارواحنا و ارواح‌العالمین لتراب مقدمه الفداء به این بنده‌ی حقیر، بحث وهابیت رو بیشتر پی‌گیر باشم.

خب، طبق وعده، از این قسمت وارد بحث می‌شیم. و در ابتدا تاریخچه مختصری از چگونگی شکل‌گیری این مسلک ساختگی رو بررسی می‌کنیم.

این رو همه می‌دونیم که دشمنان اسلام و بخصوص استعمارگران یا بهتر بگیم، دین‌سازان خبره‌ی استعمار، با استفاده از روحیه‌ی مردم هر منطقه، کسی رو عَلَم می‌کنند و این مهم رو حتی بدون اینکه خودش بفهمه به اون واگذار می‌کنند و طوری اون رو می‌سازند تا با سلیقه‌ی خودش، که بر اساس خواست اوناست، مذهبی بسازه و بر مردم تحمیل کنه و با قیافه‌ی به ظاهر مذهبیش!!! و با سلاح مذهب، بر سرِ مذهب بکوبه.

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 13:21  توسط بچه شیعه  |